دل دل دیوونه ی منه ... عشقت تو سینه ی من

به من بگو بی وفا حالا یاره که هستی ؟؟؟ خزون عمرم رسید ... نو بهار که هستی

ممنونم از همتون ممنونم


سلام
يه سلام به درازي 1 سال
من دوباره اومدم اما فقط به خاطر دوستام
مرسي كه بهم mail زدين
مرسي كه بهم sms دادين
مرسي كه بخشي از پستم تومجله ي موفقيت چاپ شد
 
                                                مرسي كه صدام كردين
منم برگشتم

هرچند دير
ولي هنوزم حرف واسه گفتن دارم

اين نوشته ي يه آهمگه ناب از backstreet boys به اسم  I Still  الان تو مدرسه ام و وقت ندارم خود آهنگ رو براتون بزارم
اميدوارم اگه گوش دادين ازش لذت ببرين ...حرفه دل ديوونه ي منه
 
تو الان كي هستي؟ Who are you now?
Are you still the same هنوزم هموني؟
 يا تو هم تغيير كردي؟
Or did you change somehow?
  الان داري چيكار ميكني؟What do you do?
  تو اين زمان درازي At this very moment
 كه بهت فكر مي كردمWhen I think of yo
وقتي به گذشته نگاه مي كنمAnd when I'm looking back
  ميبينم چقدر ما جوون و احمق بوديمHow we were young and stupid
  يادت مياد؟Do you remember that?
مهم نيس من چطوري با اين موضوع مقابله مي كنم نميتونم انكارش كنممNo matter how I figh it, can't deny it
 فقط نميتونم بزارم تو بريJust can't let you go

Chorus:
  من هنوز بهت احتياج دارمI still need you
م من هنوز بهت اهميت ميدمI still care about you
ببا وجود اينكه همه چيز گفته و انجام شدهThough everything's been said and done
من هنوزم احساست ميكنم مثل زماني كه كنارت بودمI still feel you like I'm right beside you
  اما هنوز تو هيچي به من نميگيBut still no word from you

الان به من نگاه كنNow look at me huh
  به جاي رفتنInstead of moving on
I refuse to see نميخوام اونو ببينم
That I keep coming backمن هنوز دارم ميام
  من به هر لحظه چسبيدمYeah, I'm stuck in a moment
اين معني آخر راه بودن نيستThat wasn't meant to last (to last)

  من سهي ميكنم باهاش مقابله ككنم نميتونم انكارش كنمI've tried to fight it, can't deny it
  اما توحتي نميدونيYou don't even know that

Chorus:
I still need you
I still care about you
Though everything's been said and done
I still feel you like I'm right beside you
But still no word from you

No, no

Bridge:
  من آرزو مي كنم پيدات كنمI wish I could find you
  همونجوري كه تومنوپيدا كرديJust like you found me, then I
  بعد از اون هيچوقت نميزارم بريWould never let you go (oh oh oh)

(I still need you)
Though everything's been said and done (yeah)
I still feel you (I still feel you)
Like I'm right beside you (like I'm right there beside you)

 
 اما هنوز تو هيچي به من نميگي ( اشاره اي نمي كني!)But still
no word from you


سريع ترجمه كردم  اگه اشكالي ديدين به بزرگى خودتون ببخشيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

سلام

این آخرین پستیه که میزنم

دیگه نمیام

آخه همه دارن بهم سرکوفت میزننمیگن نگاش کن !! چقد بیکار !! اومده حرفای دلشو اینجا می نویسه ... عرضه نداره بره به خودش بگه؟؟؟کجان کسایی که اینارو گفتن... بیا گوش کن

 

بهم خیر رسیده نویدم ... نویده من ... کسی که فکر می کردم تو آسموناس ... کی که اصلآ جاش رو زمین نیس... کسی اون بالا بالا هاس ... نزدیکه عرش خداس... سقوط کرد ... تو ذهنم به خاک نشست...

نمیتونم باور کنم اتفاقی رو که افتاده

دیگه نمیام ... دیگم نمیخوام اسمشو بشنوم

 

 

 اینم آخرین چیزی که همش برات میخوندم

 

از دست تو نیست.......دل من از گریه پره

 

مثه تو طاقت نداره...واسه تو هر دم میباره

 

دیگه اشکای من  ....طاقت موندن ندارن

 

نبیاشی بی تو ...باز میمیرن میریزن.... بی تو هر دم میبارن

 

تو تمومه دنیامی      توتمومه حرفامی   تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی

 

یه ستاره داره چشمک میزنه از آسموووووون

 

داره دلمو میبره ....میبره بی نام و نشون

 

اون ستاره همون چشمای توئه تو آسمون

 

داره پرپر میزنه .....دلم واسه دیدنه اون

 

تو تمومه دنیامی      توتمومه حرفامی   تو همه ی لحظه ی گرم  عاشق بودنی

 

 

خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

همه چی تموم شد !!! باور می کنی؟؟؟؟

سلام

من برگشتم با یه عالمه خبر

خبرای تلخ

همه چی تموم شد!

همه چی تموم شد!

همه چی تموم شد!

همه چی تموم شد!

همه چی تموم شد!

همه چی تموم شد!

چیه؟؟؟ تازه می پرسی چی تموم شد؟؟؟؟

خیلی راحت قلبمو فروختم  با یه اشتباه کاملآ ساده!! اونم به کی!!!!
دارم به خودم میگم نیلز واقعآ این آدم ارزششو داشت ۱۰ ماهه تمام عذاب بکشی؟؟؟ واقعآ ارزش داشت؟؟؟؟؟

چه شبایی به یاده تو!!! تویی که هنوز نمیدونم واسه چی عاشقت شدم؟؟؟ بالشمو از اشک خیس می کردم !!!

چقدر به خدا التماس کردم !! چقدر زار زدم !!! خدایا مهر منو به دلش بیار .........خدایا من دوسش دارم ....خدایا من اشتباه کردم.....خدایا غلط کردم ... خدایا نفهمیدم.....!!!

میفهمی چقدر به خاطر تو !!! تو خودم شکستمو صدام در نیومد ؟؟؟ .... نذاشتم حتی یه قطره از اشکمو کسی ببینه !!!... هیچ کس له شدن منو ندید....

همش برات می خوندم

کاشکی به جز من هیچ کسی         اینقدر زیاد دوست نداشت

کاشکی دلت  عشق منو                 اول عشقاش می گذاشت

کاش گره ی دستامونو                     این سرنوشت باز نمی کرد

کاش هیچ کدوم از ما ۲تا                  هیچ دوستی پیدا نمی کرد

( چه خیالای پوچی !!!! چه حالو هوای عاشقانه ای ... !!! همش کشک!!!!؟؟؟)

یه نامه چند تا پست قبل واست نوشته بودم .... یه نامه ی عاشقانه)

اونجا حتی ستاره ها .... پرنده ها ....و گلای سرخ رو شاهد گرفته بودم که چقدر دوست دارم !!! اصلآ دیدیش آشغال؟؟؟؟؟؟؟؟ احساساته منو ریدی تووووووووووووووووش !!!!!!!!!

یه وقت نیمه شب بیدار نشم ببینم مهمون کلبه حقیر قلبم رفته به کاخ شاهزاده قصه ها

یه وقت حرف فرشته هارو گوش نکنی بری تو آسمون من رو اینجا بی نور بزاری.

یه وقت با پرستوها کوچ نکنن بگی منو نمی شناسی. می دونم تو هم می شی شبیه اون لالایی که یه

بار بیشتر تو زندگیم نشنیدم. 

خودت خوب می دونی پرنده ها هم می دونن تموم گلهای سرخ هم می دونن از پس این ناسازگاری پناه

برده ام به سازگارترین موجود زمین

اینارم ندیدی؟؟؟؟

فقط می خوام بدونی ازت نمیگذرم

 

هیچ وقت ازت نمیگذرم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

دوووووووووووووست ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
اما هنگامي که نيستي
غمگينم
و به آسمان آبي بالاي سرت
و اختراني که تو را ميبينند
رشک مي برم
تو را دوست ندارم
اما نميدانم چرا
آنچه ميکني در نظرم بي همتا جلوه ميکند
وبارها در تنهايي از خود پرسيده ام
چرا آنهايي که دوستشان دارم
بيشتر شبيه تو نيستند
تو را دوست ندارم
اما هنگامي که نيستي
از هر صدايي بيزارم
حتي اگر صداي آناني باشد که دوستشان دارم
زيرا صداي آنها
طنين آهنگين صدايت را در گوشم ميشکنند
تو را دوست ندارم
اما چشمان گويايت
با آن آبي عميق و درخشان
بيش از هر چشم ديگري بين من و آسمان آبي قرار ميگيرد
آه ميدانم که دوستت ندارم
اما افسوس ديگران دل ساده ام را
کمتر باور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
ميبينم که بر من ميخندند
زيرا آشکارا مينگرند
نگاهم به دنبال توست

 

                                                                                                نیلوفر

 

 

از همه ی اینهام اگه  بگذریم بعضی ها می گن غشق گناه ... با حرفاشون احساسمو مسخره می کنن .... مگه نوید میدونه که من دوسش دارم؟؟؟ هنوز اینقدر حجب و حیای دخترای ایرونی رو دارم که علنآ نگم دوست دارم.... مهدی یه حرفه قشنگی بهم زد با اجازه اش میزارمش تو وب لاگم

عشق اصلی عشق الهیه.اما عشق الهي خودش درنهاد آدما به نسبت كمي موجوده.عشق يعني حرف خدا.عشق يعني دوست داشتن خدا.و از اونجايي كه گفتم و مطمئن هستم كه عشق الهي خدا به نسبت كمتر در نهاد انسان هاست يعني عشق دو انسان به هم، پس اگه انساني بتونه به طور واقعي به معشوق زمينيش عشق بورزه مي تونه سرشو جلوي خداي خودشم بلند كنه و اطمينان داشته باشه كه در بندگي كردن خدا هميشه صاف و صادقه و يه عاشق واقعيه.

چون قدم اول در عشق واقعي تو نسبت به خدا، اينه كه يه عاشق واقعي باشي در عشقت به معشوق زمينيت.

پس هرکسی كه ميگه عشق و دوست داشتن دروغه ویا بخواد حرف خودشو با اینکه گفتن از عشق گناه، توجیح کنه، در واقع داره استغفرالله خدا رو به سخره ميگيره.چون خود خدا در قرآنش گفته :

اي بنده من بدان و آگاه باش كه من تو را دوست دارم.

توصیه میکنم بری دیوان شعر امام رو بخونی تا ببینی که امام با اون همه ابهتش چطور از عشقش به همسرش میگه.
مگه نمیبینی همه جا از عشق و محبت بین حضرت علی و حضرت فاطمه میگن و
می نویسن ومی گن که چطوری به هم عشق می ورزیدن؟

پس مطمئن باش که گفتن از عشق نه تنها گناه نیست بلکه با این کارت داری از خدای خودت تعریف و تمجید میکنی.چون بازگشت همه عشق ها به سوی خداست.
ودر نهایت از هر عشق پاک و خالصی باید به ابهت و بزرگی عشق خدا برسی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

دل من

 

تو یکی از همین خونه ها...همین نزدیکی ها.....دل یکی آتیش گرفته...از روی بام هم نگاه کنید از توی یکی از این خونه ها آتیش می ریزه بیرون...دل یکی آتیش گرفته......

 

تو اومدی اما کمی دیر !!!....از ته یه خیابون دراز...مثه یه سایه نگرانی....کمی دیر اومدی اما حسابی تجلی کردی و دل یکی رو آتیش زدی...به من می گن چیزی نگو ...نباید هم بگم ...اما ...دل یکی داره آتیش می گیره...دل یکی اینجا داره خاکستر می شه....

 

کمی دیر اومدی اما یه راست رفتی سر وقت دل یکی و دست کردی تو سینش و دلش رو درآوردی و انداختی تو آتیش و بعد گذاشتیش سر جاش...واسه همینه که دل یکی آتیش گرفته و داره خاکستر میشه....یکی داره تو چشات غرق میشه...یکی لای شیارای انگشتات داره گم میشه...یکی داره گر میگیره...دل یکی آتیش گرفته...کسی یه چیکه آب بریزه رو دلش شاید خنک شه.....

 

میون این همه خونه که خفه خون گرفته اند...یک خونه هست که دل یکی توش داره خاکستر میشه...یکی هوس کرده بپره تو دستات و خودشو غرق کنه...یکی می خواد نگات کنه ...نه ه ه...می خواد بشنفتت....می خواد بپره تو صدات...یکی می خواد ورت داره بزارتت بالای کوه بعد بدوه ته دره و از اونجا نگات کنه....

 

یکی می ترسه از نزدیک نگات کنه....یکی می خواد تو چشات شنا کنه...یکی اینجا سردشه ...یکی همش شده زمستون..یکی بغض گیر کرده تو گلوش و داره خفه می شه....وقتی حرف می زدی یکی نه به چیزایی که می گفتی.... به صدات!!! ...به محض صدات گوش می داد...یکی محو شده بود تو صدات....

 

یکی دل تنگه...تو یکی از همین خونه ها...همیم نزدیکی ها ...دل یکی آتیش گرفته ...یکی یه چیکه آب بریزه رو دلش شاید خنک بشه

                                                                                           نیلوفر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

عشق چیه؟؟؟؟

 

آیا غیر از این که دو نفر که همدیگرو دوست دارند کنار هم باشند( برای همیشه)

آیا غیر از این که هیچوقت همدیگر رو تنها نذارن

آیا غیر از این که تا ابد کنار هم باشند

آیا غیر از این که باید به یکدیگر اعتماد داشته باشند

آیا..............

پس چرا خیلی کم این اتفاقات پیش می آید؟؟؟؟

پس چرا عاشقها از ته قلب از ژرفای وجود همدیگر رو دوست ندارند

پس چرا عاشقها همدیگرو تنها می گذارن!!!

پس چرا عاشقها هیچوقت کنار هم نیستند؟!!

پس چرا عاشقها هیچوقت به هم اعتماد ندارند

پس................

پس چرا این اتفاقات تلخ زیاد پیش می آید

واقعا چرا؟

واقعا چرا وقتی دو نفر همدیگرو دوست دارند هیچوقت به هم نمیرسند پس چرا همیشه لحظه ی آخر یه اتفاق بد می افتد

خیلی دلم گرفته آنقدر که نمیدونم از کجا شروع کنم . آنقدر که وقتی میخواهم از جای شروع کنم تازه یادم میاد که باید یه چیزو اول بگم

 

عشق من فقط از تو یه خواهیش دارم که فکر میکنم آرزوی همه عشاق اونم اینه که همیشه با من بمونی چون واقعا بدون تو زندگی برام معنا نداره

خیلی به تو بدی کردم ولی خواهش میکنم منو ببخش   

                                   دوست دارم

                                                                   نیلوفر

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

مسافرم......!!!!!

Image and video hosting by TinyPic

سلام مهربونم

راستش رو بگو!

نگات که به نگاهی نیفتاده.دلمو که هنوز بایگانی نکردی.می دونم توقع زیادیه ولی به اون چشمها کمک

کن در حق دلم نا مردی نکن.

یه وقت یه پرنده نیاد به مهمونی دلت یه آواز قشنگ بخونه دیگه صدای منو نشنیده بگیری.

یه وقت یه قاصدک یه خبر دروغ بهت نگه تموم باورهای تقدیرم رو زیر نگین بداقبالی ام گم کنی

یه وقت نری زیر بارون جای بوسه های دلتنگی ام را از رو گونه ات پاک بشه.

یه وقت دستای عابری رو نگیری دستامو که گرمی شون از دستای تو هست تنها بزاری.

یه وقت نیمه شب بیدار نشم ببینم مهمون کلبه حقیر قلبم رفته به کاخ شاهزاده قصه ها

یه وقت حرف فرشته هارو گوش نکنی بری تو آسمون من رو اینجا بی نور بزاری.

یه وقت با پرستوها کوچ نکنن بگی منو نمی شناسی.می دونم تو هم می شی شبیه اون لالایی که یه

بار بیشتر تو زندگیم نشنیدم.

خودت خوب می دونی پرنده ها هم می دونن تموم گلهای سرخ هم می دونن از پس این ناسازگاری پناه

برده ام به سازگارترین موجود زمین.

پس اجازه بده چند روزی بدون واهمه زیر بال و پرت به خواب زمستانی عشق بروم.

اگر خواستی در پاییز قلبت گمم کنی کمک کن برگ نباشم که با باد نا امنی فرو ریزم وزیر گامهای غرور

نامردی تحقیر شوم.

           *******تقدیم به کسی که دوسش دارم ********

                                                                                                نیلوفر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

bawwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwww bade modathaaaaaaaaaa omadam up koOoOoOoOnammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

chetoOoOrion shomahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa??????????????? man che Dvoneyi bodam navido miDosidamaaaaaaaaaa.....khak bar sare kharam koOoOnannnn... ershgho ashjegij kilo cxhande babaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa.... man ke ono yadam raftttt

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

ای خداااااا

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.


براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.


براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.


براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.


براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.


براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.


براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.


براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.


براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.


براي عشق خودت باش ولي خوب باش
 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

سلاممممممممممممممممممممممممم

سلام به هر کسی که داستان زندگی این عاشق بی کسو  می دونستو می اومدو به منه تنها سر میزد ........

.....

عشق باید ۲طرفه باشه

اگه ۲ طرفه بود باید پاک باشه

اگه پاک بود حتمآ آخرم داره ه ه

یه آخره خوووووووب

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

D:......

من دیگه نوید دوست  دارممممممممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

چرا نمیخوای بفهمی!!!!

نوید عزیزم با اینکه ۱ سالواندیست  که ندیدمت ....بازم با شنیدن اسمت  دیوانه می شم

چرا نمیخوای بفهمی ی ی ی ی به خدا عاشقتم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

نویددددد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

دوستت دارم

تو هما نی که گفتی : دل مهربانت را در مقابل من به آهن به سنگ بسپار
و مرا به سرخی خون دل شقایق
اما من جز به تو دل به کسی نمی دهم این دل فقط مال توست 
فقط دوستم بدار و ترکم نکن 
روز رفتنت روز مرگ شقایق ..روز زردی دل سبز من است

دوستت دارم

تو همانی که می گفتی : من در عالم سرد خودم باید آنقدر تنها بمانم
و آنقدر تنها بگریم که تمام نوشته هایم بوی باران بگیرد
اما من می گویم که سردی دلت را به من بسپار و گرمی دل من از آن تو
فقط بدان که با یک دل سبز

Image hosting by TinyPic

كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت .

 اي كاش

اگر كسي به دلمون پا كذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي ذاشت.

اي كاش

 اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

نویددددد

بهت نمي گم که دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم

بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم

چون همه چيز من تويي

نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي

اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني

صدام کن

قول نمي دم اشکاتو پاک کنم

منم باهات گريه مي کنم

اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني

صدام کن

قول مي دم ساکت بمونم

اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني

صدام کن

قلبم حالا خرابه وجود توست

اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم

بهم نگو کجايي ؟!

فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن !

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

چرا نمیشه 2باره ببینمت....

این دله دیوونه ی منههه ...عشقت تو سینه ی منه

دنیا تو دستا ی  منه ...وقتی نگات ماله منه.....

 

قرارمون تو بارون ۲....................باره دیدنمون

گرفتن دستای توو.........دوست دارم های منهههه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

 miss you more and more,With every moment, every day...I wish you could return to me,I wish you hadn't gone away.

It's hard to be without you,I'm lonely and I'm sad;I can't stop thinking of youAnd the good times that we had.
...And I miss you so much...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

تا کی؟
تا کی عاشق باشم و از عشقم دور ؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور .....؟
تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم...؟
تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند
تا بتوانم تو را در آغوش بگیرم؟... تا کی باید صدای غم انگیز آواز مرغ عشق را بشنوم
و دلم برایت تنگ شود؟ تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد!

تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم و
تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته ام !
یک خسته دلشکسته عاشق بی سر پناه.... عاشقم ! یک عاشق دیوانه سر به هوا .....
تا کی باید کنج اتاق خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟...
تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است!

تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم؟
تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ، عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!
تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم....
و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی
خیس و شاکی زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم
ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟

 

وقت آمدنت است
اینک دیگر وقت آمدنت است.... بیا که دلم از انتظار و بی قراری خسته و خرد شده است
و حتی یک لحظه نیز طاقت ندارد که در انتظارت بنشیند ......
خیلی دلم برایت تنگ شده است عزیزم .... حالا دیگر وقت آمدنت است....
بیش از این مرا در انتظار نگذار که خیلی دلتنگ تو هستم ای بهترینم....
وقت آمدنت است .... بیا که دلم برای صدای قدمهایت ،
راه رفتن در کنارت ، نگاه به چشمانت ، بوسه بر لبانت ،
دست گذاشتن در دستانت تنگ شده است عزیزم.... بیا که بیش از این دیگر
طاقت این انتظار تلخ را ندارم.... طاقت این را ندارم که در کنار جاده بنشینم
و به آن سوی جاده بنگرم تا تو بیایی ! وقت آمدنت است ، بیا که
دیگر ستاره ای در آسمان نیست که نشمرده باشم ، گلی نیست
که برایت نچیده باشم و حتی یک قطره اشک هم در چشمانم نیست که برایت نریخته باشم....!

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  | 

وقتی تو رو کم دارم              سینه ای پر ازغم دارم

وقتی تو رو کم دارم                  دلم گرفته ماتم دارم

وقتی بمونم تنها                           تنهاو بی نشونه 

تنها به عشقه فردا                    که برگردی به خونه

وقتی که نیستی یارم             دنیا برام زندونه

زندونه دنیا وقتی          دل بی تو تنها می مونه

آه سوگند که دل پشیمونه         آه سوگند قدرتو می دونه

امشب که دلم غم داره     امشب که تورو کم داره

امشب که به تو محتاجم        از توخبری  نیست

               از تو خبری نیست                

امشب که دلم شکسته         چشم به راهت نشسته

بیا که غیر ازعشقه تو           عشقه دگری نیست

               عشقه دگری نیست                 

آه سوگند که دل پشیمونه            آه سوگند قدر تومی دونه

وقتی تو رو کم دارم                   سینه ای پر ازغم دارم

وقتی تو رو کم دارم                        دلم گرفته ماتم دارم

وقتی که سینه ای نیست                       برای سر سپردن

وقته قمار عشقو                                 این دله غافل من

وقتی که رو سیاهم                              وقتی پر از گناهم

وقتی که باشه تنها                                  خدای من پناهم

آه سوگند که دل پشیمونه         آه سوگند قدرتو می دونه

 

نویدددددددد مننننننن

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط نیلوفر(دل دیوونه)  |